كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
234
ده سفرنامه ( فارسى )
صحبت نكنيم و در حال حاضر به كارهاى مهمترى بپردازيم اين مسئله قابل اهميت است كه من هرچه زودتر به تهران حركت نمايم بنابراين من از شما و شاهزاده تمنا مىكنم كه در اين مورد بخصوص از هيچ كمك و مساعدتى دريغ نورزند ، فرق بين ماندن در اينجا و حركت به تهران در اين است كه اگر حكومت هند به قلمرو ايران تجاوز نمايد احتمالا مرا در اينجا يا تهران توقيف و زندانى خواهند كرد اما اگر قبل از اين اتفاقات وارد تهران شوم و به عنوان سفير معتبر پادشاه كشورم به پيشگاه شاه ايران باريابم قدرتم از فرماندار كل هندوستان بيشتر خواهد بود و مىتوانم بين ايران و انگلستان اعلام صلح نمايم و اگر هم بر خلاف تعهداتى كه من نسبت به شاه ايران به عهده گرفتهام لرد مينستو يا ملكم به قلمرو ايران تجاوز كرده باشند لامحاله با توجه به مسئوليتى كه برعهده دارند ناچارند قواى خود را از خاك ايران خارج نمايند ، حالا اولين كارى كه شاهزاده بايستى انجام دهد اين است كه وقتى كه شنيد ملكم وارد خليجفارس شده است نامهاى به وى بنويسد و بگويد كه سفير پادشاه انگلستان رهسپار تهران شده است و همين مسئله كافى است كه او هيچ اقدام خصمانهاى بر عليه ايران انجام ندهد و در ضمن اضافه نمايد كه ما نه تنها در مقابل شما خشونت به خرج نمىدهيم بلكه مشتاقيم كه دوستانه از شما پذيرائى كنيم و اگر هم قشونى همراه داريد آمادهايم تا احتياجات شما را نيز تهيه و تدارك نمائيم تا اينكه موضوع بين سفير شما و دربار تهران فيصله يابد . وزير سالخورده پس از شنيدن اين حرف يكه خورد و اولين جملهاى كه از دهانش خارج شد اين بود كه آيا شما چنين نامهاى براى شاه خواهيد فرستاد ؟ بله ! به اميد خدا هرچه زودتر مهر خودم را براى او خواهم فرستاد وزير جواب داد بسيار خوب ! و حالا من